مصاحبه با فرصت

گزارشی پیرامون شیوع مزاحمت های تلفنی                   

                                                            الو بفرمایید...                                                   

شنبه, 24 مرداد 1394  ساعت 13:55                     کدخبر :9256                     
 
 
فرستادن به ایمیل                                                                         چاپ                                                                                               
نویسنده :                                  ریحانه پیمان
                 
 

مزاحمت مانند هر رفتار دیگری می تواند به شکل ها و ابعاد گوناگون در روابط بین فردی و سطوح مختلف جامعه خود را نمایش دهد. یکی از جلوه های مزاحمت، اذیت ها و مزاحمت های تلفنی به ویژه برای نهادها و سازمان هایی است که ثانیه ها در کار آنها ارزشمند و حیاتی است. نهادهایی مانند فوریت های پزشکی 115، آتش نشانی و اورژانس اجتماعی که ظاهرا مزاحمت های مردمی برای آنها هنوز یکی از مشکلات اصلی است. مدیر روابط عمومی اورژانس تهران در گفتگو با خبرگزاری مهر اذعان می کند: بیش از 40 درصد از تماس هایی که با اورژانس گرفته می شود جنبه مزاحمت دارد. بهزاد برزگر مدیر عامل سازمان آتش نشانی اصفها ن نیز خاطر نشان می کند: بیش از 30 درصد از تماس هایی که با آتش نشانی اصفهان برقرار می شود جنبه مزاحمت دارد.

مزاحمت های تلفنی در شهر ما سازمان ها و نهادهای شهرستان ما نیز از این گونه مزاحمت ها در امان نیستند. رنجبر کارشناس 115 در گفتگو با فرصت آنلاین می گوید: 20 در صد از تماس هایی که با اورژانس گرفته می شود جنبه مزاحمت دارد و این مزاحمین در هر 24 ساعت یک بار آمبولانس را بی دلیل به خیابان ها می کشانند. کارشناس اورژانس اجتماعی بهزیستی نیز در گفتگو با فرصت آنلاین از مزاحمین خط 123 ابراز ناراحتی می کند. رنجبر کارشناس اورژانس تاکید می کند: با پیگیری های انجام شده برخی از مزاحمت ها که از طریق تلفن همراه ایجاد می شده، کاهش محسوسی داشته است. وی ادامه می دهد: هر چند پیگیری مزاحمت های تلفنی که از کیوسک های عمومی انجام می شود، کاری به مراتب دشوارتر و زمان بر تر است اما غیر ممکن نیست.

رنجبر با تاکید بر اینکه آگاه سازی و مطلع کردن مردم از عواقب کار خود یکی از اقداماتی است که می تواند در جهت کاهش مزاحمت های تلفنی موثر باشد، می افزاید: اقداماتی توسط شبکه بهداشت برای آگاه سازی مردم انجام شده که ناکافی بوده و می طلبد که رسانه ها و به ویژه رسانه های تصویری با اطلاع رسانی از طریق برنامه های نمایشی صدا وسیما افراد رااز عواقب این مزاحمت ها مطلع نمایند.

با گسترش مراکز تفریحی می توان از مزاحمین تلفنی کاست غلامحسین پویان مسوول پایگاه سلامت روان چتر سبز مهربانی و امید در خصوص اینکه این گونه رفتارها بیشتر از چه کسانی سر می زند، می گوید: یکی از ویژگی های افراد هیجان خواه ناتوانی در کنترل تکانه های شخصیتی و رفتاری و امیال و خواسته های نامعقول و غیر اجتماعی است که این افراد را وادارار می کند برای ارضای روانی و دست یابی به هیجان بیشتر به چنین اعمالی دست بزنند.

وی یکی دیگر از عللی که باعث می شود برخی از افراد دست به این گونه از رفتارها بزنند را اختلال روانی برمی شمرد و در این زمینه به اختلالاتی مانند اختلال رفتاری بیش فعالی، اختلال سلوک و یا شخصیت ضد اجتماعی اشاره می کند و می گوید: در حقیقت شخصی که به این گونه از اختلالات مبتلاست در یک پیوستاری از اختلالات روانی قرار دارد که از آنها رنج می برد.

پویان تاکید می کند: متاسفانه شخصی که مبتلا به اختلال سلوک و یا ضد اجتماعی است از وجدان ضعیفی برخوردار است، نسبت به احساسات دیگران بی تفاوت بوده و تنها به خودش فکر می کند. متاسفانه این قبیل از افراد از اینکه دیگران را نارحت کنند، هیچ احساس ناراحتی و یا اندوهی نمی کنند.

وی تاکید می کند: مزاحمین تلفنی نیز متاسفانه غالبا این نشانه ها را از خود بروز می دهند و در بیشتر موارد این افراد عموما از عواقب کار خود آگاه هستند و از آزار و اذیت دیگران لذت می برند.

محرومیت بیشتر مزاحمت بیشتر پویان در خصوص شیوع این اختلال نیز می گوید: میزان شیوع این اختلال در مناطقی که محروم تر هستند بیشتر است چراکه در این گونه از مناطق شرایط و امکانات برای بروز هیجانات و ارضای نیازها محدودتر و سخت تر است و شخص به جای اینکه از راه های صحیح ورزشی و اجتماعی مانند شرکت در یک پیست موتور سواری، اسب دوانی و غیره بتواند هیجانات خود را تخلیه کند، دست به کارهای ناشایستی مانند ایجاد مزاحمت می زند.

وی تاکید می کند: البته در افرادی که فقط برای تخلیه احساسات هیجانی خود به چنین رفتارهایی روی می آورند کمبود تفریح و سرگرمی های سالم و سازندهنقش پر رنگتری در بروز این گونه از رفتارها دارد اما در گروه دوم یعنی کسانی که از یک اختلال روانی رنج می برند، نداشتن تفریح و سرگرمی مناسب نمی تواند موثر باشد چراکه این گونه از افراد از اذیت کردن دیگران لذت برده و مزاحمت برای آنها بیشتر احساس لذت را ایجاد می کند. لذا برای کنترل این افراد باید از مجازات های بازدارنده استفاده کرد.

پویان تصریح می کند: اگر مزاحمت جنبه عمد نداشته باشد، اختلال حواس و بیماری های روانی در برخی از سالمندان و یا افراد دیگر می تواند از جمله دلایل این قبیل از مزاحمت های تلفنی باشد. وی در خصوص اینکه چرا برخی از افراد تا این اندازه نسبت به رفتارهای خود بی توجه هستند نیز می گوید: البته برخی از این افراد نیز از عواقب اعمال خود به اندازه ای که باید اطلاعات کافی ندارند و گروه دیگر نیز به دلیل ماهیت اختلال خود نمی توانند از عواقب کار خود مطلع شوند لذا این قبیل از افراد نسبت به همه چیز بی خیال هستند.

این کارشناس در خصوص میزان شیوع این قبیل از رفتارها در بین مردان و زنان نیز می گوید: به سبب اینکه میزان هیجان خواهی و اختلال سلوک و شخصیت ضد اجتماعی در مردان بیشتر است، به نظر می رسد میزان شیوع این قبیل از رفتارها نیز در مردان بیشتر از زنان باشد.

مصاحبه با ایمناباموضوع عیدنوروز و کودکان

اخلی مصاحبه اجتماعی

کد مطلب : 184468
آداب و رسوم غلط، مانع از درک زیبایی‌هاي زندگی می شود/ اقوام از سرمايه‌هاي فرزندان هستند



عيدانه 94- ۱
آداب و رسوم غلط، مانع از درک زیبایی‌هاي زندگی می شود/ اقوام از سرمايه‌هاي فرزندان هستند
خبرگزاري ايمنا: یک روانشناس در گفتگو با ایمنا اظهار كرد: اقوام و فامیل و دوستان و آشنایان از داشته های فرزندان ما هستند بنابراین ما به عنوان والدین حق نداریم فرزندان خود را از این داشته ها محروم کنیم.

 

 

پنجشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۳ - ۰۹:۳۷

به گزارش ايمنا، متاسفانه در ذهن برخی از افراد این طور شکل گرفته که کودکان درک درستی از بسیاری مسایل پیرامون خود ندارند و در نتیجه بچه‌ها و نظرات و رفتارهای آنها را در بسیاری از مسایل جدی نمی گیرند. یکی از موضوعاتی که در مورد آن نسبت به روحیات بچه ها چندان توجه نمی‌شود، عید و دید و بازدید های آن است. به همین منظور در مورد اهمیت عید و روحیات بچه ها در این ایام، با غلامحسین پویان کارشناس ارشد روانشناسی به گفتگو نشستیم.

بچه‌ها از چه سنی عید و آداب و رسوم مرتبط با آن را درک می کنند؟
اگر منظور از درک عید، شادی ها و دید و بازدیدهای ایام عید باشد، معمولا بعد از ۴ سالگی کودکان به این درک نایل می شوند. البته نمی توان سن دقیقی را در این باره عنوان کرد، چراکه درک مفاهیم و رویدادهایی به این گونه نیز ارتباط تنگاتنگی با فاکتورهایی مانند هوش، فرهنگ، ارتباطات و غیره بستگی دارد. اما اگر منظور از عید، نو شدن و تغییرات کلی محیط باشد، پس از سن دبستان کودکان این مفهوم را بهتر و بیشتر درک می کنند.
برای اینکه خانواده ها بتوانند شرایطی را فراهم کنند که عید مفیدتری داشته باشند چه کارهایی باید انجام دهند؟
ابتدا باید ببینیم مفید بودن به چه معناست... چرا که عید نوروز برای ایرانیان پیام های زیادی دارد. تغییرپذیری و نو شدن و به یاد همدیگر بودن، صله ارحام، رفع کدورت ها، جایگزین لحظه های شاد به جای اوقات راکد و فاقد احساس، گسترش ارتباطات اجتماعی، اندیشیدن پیرامون مرگ و زندگی، بروز احساسات و عواطف، خالی شدن و رهایی و آزادگی و ... همه از فواید نوروز است.
بنابراین خانواده ها با آماده سازی و فراهم کردن موقعیت برای فرزندانشان می توانند، آنها را در این جهت یاری کنند و بهترین شیوه برای این کار الگو بودن والدین است. از روشهای دیگر در این رابطه می توان به گفتگو برای انتقال ارزشها و مفاهیم اجتماعی را برشمرد و یکی از بهترین زمان‌های گفتگو در دید و بازدیدهای عید است که خانواده ها می توانند دور هم جمع شوند و به تبادل اطلاعات بپردازند.
چه رفتارها و یا دیدگاه‌هایی می توانند عید و آداب و رسوم آن را تخریب کند؟
در این رابطه باید این نکته را متذکر شوم که باید و نبایدهای بی جا مهمترین موضوعی است که می تواند روح و روان آدمی را آزرده کند، چرا که آداب و رسوم غلط، مانع از درک زیبایی ها زندگی می شود. متاسفانه اکثر ما فکر می‌کنیم که باید در قالب هایی قرار بگیریم و با آن قالب ها زندگی کنیم در حالی که باز و گشاده بودن و به قول قرآن سعه صدر داشتن رمز و راز زندگی موفق و به دور از تنش است و زندگی شیرین وقتی تشکیل می شود که چارچوب‌های دروغین و ساختگی و بی ارزش شکسته شود و غرور و تکبر و افکار جاهلانه کنار گذاشته شود و به جای آن دوست داشتن جایگزین شود. بنابراین به والدین توصیه می شود مطمئنا کودک شما دوست دارد با دیگران ارتباط داشته باشد و خود را به امواج محبت دیگران بسپارد و لمس کنند و لمس شوند، بنابراین متوجه باشند که بی دلیل این مواهب را از کودک‌شان نگیرند تا آنها نیز ارتباط با دیگران را فرا بگیرند و حواسشان باشد که فامیل و اقوام از داشته های بچه‌های ما هستند؛ بنابراین ما حق نداریم به دلایلی واهی این موهبت ها را از آنها بگیریم؛ از سویی دیگر ارتباط با اقوام موجب افزایش اعتماد به نفس در کودکان نیز می شود. بنابراین پدر و مادرها باید مراقب باشند که بی دلیل ارتباطات خود و بچه ها را با دوستان کاهش ندهند.
اصولا والدین از چه سنین باید خود را موظف بدانند که بچه ها را با عید و مفاهیم آن آشنا کنند؟
از سنینی که کودک مفهومی مانند دوست داشته شدن و دوست داشتن را درک کند.
شخصا خاطره ای از عید و این ایام دارید که بخواهید تعریف کنید؟
بله؛ بچه که بودم پدرم سالی دوبار برای ما لباس می خرید. یکبار در اوایل مهر ماه و آغاز مدارس و بار دیگر در عید نوروز. اما هیچ گاه شرایطی فراهم نشد که رنگ، جنس، نوع و حتی مدل لباس را من خودم انتخاب کنم. اما به هر حال هنگام سال تحویل که همه افراد خانواده دور هم می نشستیم و سیبری هایی را که پدرم از پاییز تا عید در میان پنبه نگهداری کرده بود و به عنوان یکی از سین های سفره هفت سین بود را می خوردیم، هیچگاه فراموش نمی کنم.
خریدن کتاب به عنوان عیدی آیا می تواند زمینه ساز ایجاد مطالعه شود؟ و اصولا بهترین عیدی که خانواده ها می توانند به کودکان بدهند چیست؟
دادن کتاب به عنوان عیدی کار بسیار خوبی است و به عنوان یک فرهنگ می توان روی آن کار کرد اما به عنوان عیدی بهتر است به کودکان پول نقد داده شود تا با راهنمایی والدین و همکاری بچه ها آن چیزی که بچه ها دوست دارند برایشان خریداری شود، چرا که عیدی دادن و عیدی گرفتن هر دو لذت بخش است، لذا کودکان باید این لذت را آنطور که دوست دارند تجربه کنند.

اگر بپذیریم بچه ها نیاز به لذت بردن از شیریني های عید نوروز دارند، خود را ملزم می کنیم که راه های لذت بردن برای کودکان فراهم شود.
/

مصاحبه با ایمنا

داخلی گفتگو اجتماعی

کد مطلب : 183058
بازی کردن، شغل کودک است



یک روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با ایمنا:
بازی کردن، شغل کودک است
خبرگزاري ايمنا:‌ یک روانشناس و مشاور خانواده در گفتگو با ایمنا تاکید کرد: آنچه که در بازی برای کودکان مهم و با اهمیت تلقی می شود، کارکرد آنی و اثر لذت‌بخشی اسباب بازی است و خرید اسباب بازی‌های گران ناشی از ابراز احساسات والدین است و نمی تواند در امر خرید اسباب بازی الگوی مناسبی باشد.

 

 

پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۳ - ۱۳:۰۱

به گزارش ايمنا، بازی و اسباب‌بازی جزء جدایی‌ناپذیر فرآیند تربیت در کودکان است، به گونه ای که در دنیای امروز، نقش اسباب بازی در رشد و تربیت یکی از سوژه هاي اصلی علم روانشناسی و مشاوره برای تحقیق و تفحص است. در همین رابطه با غلامحسین پویان کارشناس ارشد روانشناسی به گفتگو نشستیم.
نقش اسباب‌بازی برای رشد و تربیت کودک تا چه اندازه مهم است؟
در ابتدا باید این نکته را متذکر شد، زمانی که صحبت از اسباب بازی می‌شود منظور نقشِ‌ بازی و توجه به بازی است.
زیرا بازی و به تبع آن اسباب بازی تاثیر بسیار مهمی در زندگی و رشد فکری کودکان گذاشته و به رشد اجتماعی و اخلاقی کودک کمک کرده و حس کنجکاوی، ابتکار و خلاقیت کودک را بر می انگیزد، چرا که وسیله ای برای نمو استعداد است و در بسیاری از زمینه های دیگر مانند تربیتی، اجتماعی، یادگیری و غیره نقش قابل توجه ای می‌تواند بر عهده داشته باشد.
از چه سنی اسباب بازی اهمیت پیدا می کند؟
در این رابطه اگر معیار در اختیار گذاشتن وسیله برای کودک باشد، مسلما از همان زمانی اسباب بازی اهمیت پیدا می کند که کودک قادر باشد اسباب بازی را در دست بگیرد و بتواند بر روی شی اثر بگذارد؛ در غیر این صورت از بدو تولد وجود اشیاء و لوازمی که باعث تحریک حواس پنج‌گانه کودک می شود، اهمیت پیدا می کند و آن چه که در این رابطه باید در نظر داشته باشیم این است که بازی کردن شغل کودک از سنین ۴ الی ۷ سالگی است.
آیا خرید اسباب بازی ارتباطی با جنسیت می تواند داشته باشد؟
در اصل، موضوع جنسیت هیچ تفاوتی ندارد، تنها در نوع اسباب بازی است که برخی تفاوت ها مشاهده می شود. برای مثال پسرها دارای مدل های متنوع‌تری از اسباب بازی هستند و تمایل بیشتری به داشتن اسباب بازی دارند و بیشتر اسباب بازی هایشان تجسمی و فضایی است و به حیوانات و بازیهای ارتشی و هنری علاقه بیشتری دارند. اما دختران بیشتر به عروسک، اسباب بازی‌های خانگی و جواهرات و موسیقی علاقه نشان می دهند، اما نکته مهم در این باره این است که در اختیار گذاشتن اسباب بازی در هر دو جنس در شناخت بیشتر کودک از محیط می تواند نقش قابل توجهی داشته باشد، لذا در این رابطه اعتقادات کلیشه ای و قالبی باید کنار گذاشته شود.
مهم‌ترین معیار برای خرید اسباب بازي توسط خانواده ها چه چیزهایی می تواند باشد؟
بهترین معیار، متناسب بودن سن کودک با اسباب بازی است، اما در این رابطه مواردی که باید در نظر گرفته شود را این گونه می توان برشمرد، حق انتخاب خرید اسباب بازی باید با کودک باشد، مسایل ایمنی و امنیت کودک باید در این رابطه لحاظ شود، برانگیزاننده ذهن کودک باشد و او را به سمت وسوی خلاقیت و نو آوری سوق دهد.
آیا در خرید اسباب بازی باید به نظر کودک توجه شود یا نه؟
پس از متناسب بودن اسباب بازی با سن کودک و فرآیند های رشدی، مهم ترین ملاک برای خرید اسباب بازی نظر کودک است، به عبارتی دیگر اگر در موقع خرید با چند اسباب بازی مواجه باشیم که با سن کودک هم خوانی داشته باشد، اولویت با اسباب بازی است که کودک آن را می پسندد ، البته به شرط آن که برای اسبابب بازی خطرناک نباشد و سلامت جسمی او را تهدید نکند.
در جامعه ما تا چه اندازه والدین از معیارهای صحیح خرید یک اسباب بازی مناسب مطلع هستند؟
آمار دقیقی در این باره ندارم، اما شواهد نشان می دهد که والدین نسبت به خرید اسباب بازی هیچ گونه آگاهی های خاصی ندارند و در موقع خرید بیشتر به قیمت توجه می کنند، تا کارکرد اسباب بازی... اگر چه در سالهای اخیر می بینیم که به دلیل حضور بچه ها در مهد کودک ها به خرید اسباب بازیهای خاصی تبلیغ می شود.
تا چه اندازه معیار سن در خرید اسباب بازی می تواند مهم باشد؟
با توجه به اینکه بازی و اسباب بازی وسیله اکتشاف و شناخت کودک است، پس از دو سالگی تنها راه افزایش توانایی ذهنی و شناختی کودکان گسترش یافتن سلول های مغزی کودکان از نظر کیفی و بسط تجربه های حسی از طریق قرار گرفتن شخص در معرض محرک های بیشتر و محیط غنی تر از نظر ابراز و استفاده از لوازم بازی امکان پذیر است و البته این نکته را هم باید متذکر شد که نقشِ بازی های بدون اسباب بازی‌های خاص را هم در این رابطه نباید نادیده گرفت.
برخی از خانواده های تمایل به خرید اسباب بازی های گران دارند آیا ارزش خاص از نظر تربیتی این اسباب بازیها نسبت به دیگر اسباب بازیها دارند؟
در خرید اسباب بازی آن چه که باید معیار قرار گیرد، نحوه تاثیر گذاری اسباب بازی در فرآیندهای رشدی و ذهنی کودک است. زیرا اصولا تا سنین دبستان کودکان توجهی به قیمت ندارند و قیمت برایشان مهم نیست مگر این که خانواده ها به آنها این مسایل را آموزش داده باشند، زیرا آن چه که برای کودک در رابطه با اسباب بازی مهم است، کارایی و اثر بخشی اسباب بازی است. خرید اسباب بازی های گران بیشتر برای ابراز احساسات والدین است و نمی تواند الگوی مناسبی در این رابطه باشد. البته اسباب بازیهایي که در آن ها از تکنیک های علمی استفاده شده است، برای کودکان می تواند جذاب باشد.

به نظر می رسد اگر در جامعه شرایطی فراهم شود که والدین یاد بگیرند فرآیندهای تربیتی چیزی غیر از کلاسهای آموزشی و نمره ۲۰ گرفتن است، جامعه بیشتر شاهد افراد هوشمند و شاد و موفق است.
/

مصاحبه با ایمنا


کد مطلب : 180705
تبلیغ فرزندآوری، بدون برنامه، موثر نیست


یک روانشناس در گفتگو با ایمنا:
تبلیغ فرزندآوری، بدون برنامه، موثر نیست
خبرگزاري ايمنا:‌ یک روانشناس در گفتگو با ایمنا تاکید کرد: برای این که یک نظر یا یک برنامه موفق باشد، باید دلایل منطقی، پشت آن وجود داشته باشد، بنابراین اگر قرار است چند فرزندی تبلیغ شود، باید برای آن دلایل کافی وجود داشته باشد و از طرفي مشکلات جامعه هم بررسی و برای حل آن تلاش شود.

 

 

يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۳ - ۰۹:۱۷

به گزارش ايمنا، تک فرزندی، پدیده ای اجتماعی است که در سال‌های اخیر زیاد به آن بر می خوریم، پدیده ای که از زوایای گوناگون می توان آن را بررسی کرد، چرا که علی رغم آنکه در نگاه اول تک فرزندی به ظاهر ساده و کم عواقب است، اما بسیاری از کارشناسان معتقدند، این پدیده به لحاظ جامعه شناختی، روانشناختی، اقتصادی و اجتماعی مي‌تواند برای جامعه عواقب و آثار متعددی را در بر داشته باشد، به همین دلیل در این رابطه با غلامحسین پویان، کارشناس ارشد روانشناسی و مشاوره خانواده به گفتگو پرداختيم.
در يك ديدگاه كلي،‌ تک فرزندی، امري مثبت است يا منفي؟
جواب این سوال بستگی به شرایط دارد. برای مثال در برخی از مواقع برای خانواده ها، امکان داشتن فرزند بیشتر نیست و مشکلات اقتصادی، اجتماعی و معیشتی به آنها اجازه داشتن بیش از یک فرزند را نمی دهد. و در نتیجه در این شرایط تک فرزندی خوب است. اما اگر فرض کنیم که مشکلات خاصی مانند مسایل اقتصادی، تربیتی، اجتماعی در بین نباشد، تک فرزندی خوب نیست و می تواند برای والدین و فرزند مشکلاتی را به همراه داشته باشد.
معایب تک فرزندی چیست و چه تبعاتي را به همراه دارد؟
تک فرزندان همیشه کانون توجه و محبت والدین و دیگر منسوبین مانند پدر بزرگ، مادر بزرگ و غیره هستند و عموما آن چه که می خواهد برایشان فراهم می شود، و افراد دیگری را در داشته های خانواده سهیم نمی دانند، در نتیجه این تفکر در ذهنشان به وجود می آید که همه چیز و همه کس مال اوست، بنابراین هنگام ورود به جامعه بزرگتر به خصوص مراکز آموزشی مانند مهدکودک و مدرسه سرخورده می‌شوند. از دیگر معایب تک فرزندی، پرورش نیافتن حس رقابت جویی مسالمت آمیز، غرور کاذب، عدم آگاهی از نقش های جنسیتی مخالف به دلیل نداشتن خواهر یا بردار، آموزش ناکافی ارتباط های اجتماعی، تخیل گرايی و عدم تمرین مسوولیت پذیری است
آيا معایب تک فرزندی در دختران و پسران متفاوت است؟
خير، هیچ گونه تفاوت خاصی ندارد.
تک فرزندی در چه سنینی بیشترین عواقب خود را نشان می دهد؟
امکان تاثیرگذاری در بدو ورود به جامعه بزرگتری مانند مدرسه و مهد کودک بیشتر به چشم می خورد. زیرا معلم یا مربی فقط به او نگاه نمی کند، چرا که او هم مانند یکی دیگر از هم کلاسی‌هایش است، لذا این احساس در فرزند تقویت می شود، که ممکن است او مشکلی داشته باشد، چراكه مربی به او توجه نمی کند و به این سبب در خود احساس حقارت و کوچکی می کند و به دنبال آن ناسازگاری ها آغاز می شود و در حالتی بدتر افسردگی هم ایجاد می شود. از دیگر معایب تک فرزندی می توان به این نکته اشاره کرد که تک فرزندان بهترین دوران زندگی خود را که باید با دیگران تعامل داشته باشند و گفتگو و هم انديشی داشته باشند و در یک جمله نقش های آتی خود را تمرین کنند و در تنهایی به سر می برند، لذا از شناخت استعداد‌ها و چالش ها و مشکلات پیش روی خود عاجز می شوند. از سوی دیگر به دلیل اینکه تک فرزندان باید تمام آرزوهای والدین را به دوش بکشند، و به همین دلیل ممکن است در دوران کودکی، او دارای همه امکانات و تمهیدات باشد، ولی به همان اندازه خانواده از وی انتظار دارند، در نتیجه ممکن است خود را ضعیف و ناتوان ببیند و نتوانند خواسته های والدین را ّبرآورده کنند و در همین راستا حمایت های خانواده و بعد از آن، انتظارات آنها حس استقلال طلبی را از فرزند بگیرد.
برای این که اثرات تک فرزندی کمتر شود چه باید کرد؟
در این رابطه چند نکته را باید مد نظر داشته باشیم؛ در نظر گرفتن محدوده ای منطقی برای بر آورده کردن نیازهای فرزند، به تعویق انداختن خواسته های فرزند، قرار دادن وي در موقعيت‌هايي برای درک تجربه های جدید، کمک به او برای پیدا کردن هم بازی، آ موزش فرآیندهای زندگی با استفاده از الگو سازی، شرح تجربه های خود، خواه مثبت یا منفی، تعیین انتظارات عاقلانه و منطقی خود از فرزند و شناسایی توقعات غیر معمول خود، زیره ذربین نگذاشتن فرزند، گفتگو با فرزند و زیر ذره بین و به چالش کشیدن افکار، انتظارات و باورهای او، تشویق و ترغیب فرزند به درک متقابل با دیگران و ایجاد فضاها و رویدادها ی مختلف، مسائلي است كه بايد به آنها توجه كرد.
مسوولان در این باره چه کارهای باید انجام دهند؟
برای این که یک نظر یا یک برنامه، موفق باشد، دلایل منطقی پشت آن باید وجود داشته باشد، بنابراین اگر قرار است ما چند فرزندی را تبلیغ کنیم، باید دلایل کافی در این رابطه وجود داشته یاشد و از سوی دیگر مشکلات جامعه را هم باید در نظر قرار گرفت، در این باره اعطای تسهیلات ویژه برای آسایش و رفاه خانواده ها در کنار تبلیغات مناسب می تواند موثر باشد وگرنه اگر قرار باشد اداره کردن یک فرزند، از نظر معیشتی و آموزشی و تربیتی برای خانواده ها مشکل شود، تبلیغ، به تنهايی نمی تواند کافی باشد.

آرزوی هر خانواده ای داشتن فرزندان صالح و خوشبخت است، بنابراین در این راستا نمی توان برای همه خانواده ها یک نسخه تجویز کرد و نياز به برنامه‌ريزي اصولي دارد.

متن مصاحبه با ایمنا باموضوع اضطراب جدایی

کد مطلب : 177666
اضطراب جدایی در كودكان، یک فرایند رشدی است



یک روانشناس در گفتگو با ایمنا:
اضطراب جدایی در كودكان، یک فرایند رشدی است
كودكان را قبل از رسيدن به سن مدرسه با تجربه زندگی مستقل آشنا كنيد
خبرگزاري ايمنا: یک روانشناس در گفتگو با ایمنا با بيان اينكه اضطراب جدایی در كودكان، یک فرایند رشدی است، تاکید کرد: اضطراب جدایی به شکل اختلال اضطرابی آن، از حدود سن ۵ سالگی به بعد، مشاهده می شود.

 

 

شنبه ۴ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۳

یکی از صحنه هایی که در روزهای اول مهرماه خودنمایی می کند و سالهاست که این ایام، برای خبرنگاران یکی از بهترین سوژه ها برای تهیه گزارش شده است، رفتارهایی است که بچه های کلاس اول ابتدایی از خود بروز می دهند، رفتارهایی که حکایت از ترس و نا امنی بچه ها دارد که به شدت از والدین خود می خواهند، با آنها به مدرسه بیایند و آنها را در مدرسه تنها نگذارند، رفتارهایی که خوشبختانه امروزه به دلایلی مانند رفتن بچه ها به مهد کودک و پیش دبستانی کمتر در بین بچه هاي این سنین می بینیم، اما به اعتقاد روانشناسان این رفتارها هنوز هم در بین دانش آموزان مشاهده می شود و نیاز است که برای کاهش این رفتارها، خانواده ها در این رابطه آموزش ببینند و شرایطی فراهم شود که بچه ها در این سنین تجربه زندگی مستقل را قبل از رفتن به مدرسه داشته باشند.
به بچه های امروزی حسرت می خورم
سینا پسری ۲۵ ساله است و در رابطه با خاطرات خودش از روز اول مهر و ورود به مدرسه در مورد اضطرابی که داشته است می گوید: هیچ وقت حالات و رفتارهایی که آن موقع داشتم را نمی توانم فراموش کنم، روز اول مهر برای اولین دفعه بود که من جایی دور از خانواده را تجربه می کردم، در نتیجه در محیط مدرسه فقط ترس و اضطراب را تجربه کردم تا آنجا که فقط می توانستم گریه کنم و از معلمین خواهش کنم كه اجازه بدهند به خانه برگردم یا شرایطی را فراهم کنند که مادر من هم کنار من در کلاس درس بنشیند.
سینا می گوید: وقتی بچه های امروزی را می بینم که بدون هیچ دغدغه و اضطرابی به مدرسه می روند و روز اول مدرسه برایشان جذاب و قشنگ است، به زندگی بچه های امروزی، حسرت می خورم.
شیوع این اختلال در ایران تفاوتی با جهان ندارد
غلامحسین پویان، روانشناس و مشاور، در گفتگو با ایمنا تاکید کرد: اضطراب جدایی یک فرایند رشدی است که از سنین ۱۲تا ۱۸ ماهگی خود را نشان می دهد و از نظر روانشناسان نبودنش در این سنین بسیار مهم و قابل پیگیری است.
این روانشناس درباره وجه افتراقی اضطراب جدایی گفت: اضطراب جدایی به شکل اختلال اضطرابی آن از حدود سن ۵ سالگی به بعد، مشاهده می شود.
وی تاکید کرد: نگرانی براي دور شدن از محل خانه و یا محل سکونت، ترس از دست دادن افراد مهم در زندگی، نگرانی از آدم‌ربایی و تصادف و غیره، که البته همه این علایم می تواند در یک شخص بروز پیدا نکند و یا تنها برخی از علایم آن با توجه به ویژگیهای شخصیتی بروز کند.
وی افزود: یکی از علایم این اضطراب در اين سنین رفتارهایی است که بچه ها هنگام رفتن به مهد کودک یا مدرسه از خود بروز می دهند، رفتارهایی که حاکی از تجربه کردن نوعی اضطراب توسط بچه ها است که متعاقب آن با گریه و زاری خواهان نرفتن به مدرسه و ماندن در خانه هستند.
این مشاور و روانشناس خاطرنشان کرد: اگر بخواهیم تشخیص اختلال اضطرابی را در بچه ها داشته باشیم، نیاز است که بچه ها با دقت مورد بررسی و معاینه قرار بگیرند، چراکه تشخیص این اختلال نیاز به شرایط خاصی دارد. به عنوان مثال حداقل به مدت یک ماه، شخص باید علایم رفتاری اختلال اضطراب جدایی را تجربه کند و تشخیص های افتراقی برای تشخیص این اختلال از اختلال های دیگر داده شود، چراکه گاهي علایم این اختلال با اختلال های دیگر همپوشانی دارد.
پويان ادامه داد: البته این نکته را باید مد نظر داشت که برای تشخیص این اختلال در بزرگسالی برخی از این معیارها می تواند متفاوت باشد. این اختلال تفاوتی خاصی به لحاظ شیوع در دختران یا پسران ندارد، اما علایم این اختلال در دختران یا پسران می تواند متفاوت باشد.
پویان تصریح کرد: اگرچه تفاوت خاصی به لحاظ شیوع این اختلال در دختران و پسران با یکدیگر ندارد، اما به نظر می رسد شیوع این اختلال در تک فزندان و فرزندان اول بیشتر باشد.
وی گفت: آمار دقیقی از شیوع این اختلال در کشور نداریم اما بنابر تحقیقات موجود فراوانی آن در نوجوانان ۹/۱ درصد و در بزرگسالان ۶/۱ درصد است و به نظر نمی رسد در کشور ما هم آمار، خیلی تفاوت خاصی با کشورهای دیگر داشته باشد.
این مشاور در رابطه با پیشگیری از این اختلال گفت: به نظر می رسد یکی از بهترین راه های پیشگیری در فرزندان دبستانی، فرستادن بچه ها به مهدکودک ها و پیش دبستانی و آشناکردن بچه ها با محیط هایی آموزشی و فرهنگی قبل از رفتن به مدرسه است، پدیده ای که خوشبختانه در سال های اخیر با گسترش مهدکودک ها و مدارس و رشد کلاسهای آموزشی زمینه کاهش بروز، این اختلال را برای بچه ها در جامعه ما کم کرده است.
پویان تاکید کرد: هرچند این نکته را باید متذکر شد که این اختلال، ويژه کودکی نیست و در همه سنین به ویژه تا سن ۱۸ سالگی در افراد مشاهده می شود. اما باید این نکته را مدنظر قرار داد که این اختلال ثابت نیست و می تواند به شکل‌های دوره ای و گوناگون خود را نشان دهد، به عنوان مثال این اختلال می تواند در شخصی در سنین بچگی نباشد، ولی بعدا شخص را مبتلا کند.

به اعتقاد روانشناسان اضطراب، مادر همه بیماری هاست، بنابراین به نظر می رسد، نیاز است رسانه ها با تمام نیرو سعی کنند، مردم را در مقابل این پدیده مسلح کنند، چرا که در دنیای امروز راه فراری از آن نیست و یقینا یکی از این سلاح ها رشد مهارت های فرزند پروری والدین است.
/۵۳

Share/Save/Bookmark
 

متن مصاحبه با ایمنا با موضوع  مهدکودک ها

کد مطلب : 178960

آگاهی از فرآیندهای رشد؛ ضروری‌ترین نیاز مربیان مهدکودک‌ها



یک روانشناس در گفتگو با ایمنا:
آگاهی از فرآیندهای رشد؛ ضروری‌ترین نیاز مربیان مهدکودک‌ها
خبرگزاري ايمنا: یک روانشناس در گفتگو با ایمنا ضمن تاکید بر اهمیت نیاز کودکان به مهد کودک گفت: یکی از مهم‌ترین مسایلی که خانواده‌ها و مسوولان مهدکودک‌ها باید در نظر داشته باشند، لزوم آشنایی مربیان به فرآیند های رشدی در کودکان است.

 

 

دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۳ - ۱۰:۰۴

به گزارش ايمنا، در گذشته های نه چندان دور، بچه ها همه دوران کودکی خود را در خانه سپری می کردند، به طوری که مکانی به اسم مهد کودک برای خانواده ها هیچ معنا و مفهومی نداشت، اما با گذر زمان و تغییراتی که جوامع و در پی آن خانواده‌ها تجربه کردند، نیاز به مهد کودک نه تنها مهم، بلکه به یکی از نیازهای ضروری برای خانواده ها تبدیل شد، چرا که در جامعه امروز با کوچک تر شدن خانواده ها، رواج تک فرزندی و گسترش خانه های آپارتمانی، متاسفانه شرایطی فراهم شده است که نیازهای عاطفی و روحی روانی بچه ها به خوبی برآورده نمی‌شود.
تغذیه بچه من بسیار خوب شده است
سوسن مادر یک دختر بچه پنج ساله است، که فرزندش را سال گذشته به توصیه روانشناس به مهد کودک فرستاد. سوسن در مورد تجربه خود می گوید: من زنی خانه دار هستم و دخترم تنها فرزند من است و به همین دلیل این بچه همیشه کانون توجه ما در خانواده بوده است، توجه ای که موجب شد، من نسبت به تغذیه فرزندم به شکل غیر منطقی حساس شوم و واکنش نشان دهم، واکنش هایی که نتیجه اش بی میلی دخترم نسبت به غذا خوردن و تغذیه بود.
این مادر می افزاید: خوشبختانه با کمک دوستانم توانستم روانشناس با تجربه ای را در این رابطه پیدا کنم و به توصیه روانشناس فرزندم را به مهد کودک فرستادم، توصیه ای که نتیجه‌اش برای کودک من مفید بود، چراکه دختر من تحت تاثیر جو مهد کودک و شرایطی که بچه ها در آن صبحانه را به طور گروهی می خوردند، میلش به غذا خوب شد و اشتهایش تغییر کرد.
پسر من را از مهد کودک اخراج کردند
حمیده مادر یک پسر بچه ۴ ساله است که تجربه خوشایندی از مهدکودک ندارد.
حمیده در این باره می گوید: پسرم را به دلیل این که هم بازی نداشت و در خانه تنها بود به مهد کودک فرستادم، اما مربیان مهد، نمی توانستند رفتارهای بچه من را تحمل کنند و می گفتند " بچه شما مرتبا بچه های دیگر را اذیت می کند و آنها را کتک می‌زند و در نتیجه ما نمی توانیم بچه شما را در مهد کودک بپذیریم" و به راحتی عذر بچه من را خواستند.
حمیده با ناراحتی و تلخی می گوید: شما بگویید اگر در یک مهد کودک مربی نتواند با بچه ای ارتباط سازنده و گرمی برقرار کند، از دیگر افراد چه انتظاری می توان داشت.
آگاهی به فرآیندهای رشد یکی از مهم ترین نیاز مربیان مهدکودک ها
غلامحسین پویان، روانشناس و مشاور خانواده در رابطه با معیارهایی که خانواده ها برای تشخیص یک مهد کودک مناسب باید در نظر داشته باشند، گفت: اولا خانواده ها باید در نظر داشته باشند که مهد کودک استانداردهای لازم را از نظر فیزیکی برای بچه ها داشته باشد و در این راستا تحریکات لازم را برای رشد فکری و خلاقیت بچه ها فراهم کرده باشد و در نهایت مهم ترین معیاری که باید در نظر داشته باشند، آگاهی مربی مهد کودک به فرآیندهای رشد در بچه ها است، تا به این ترتیب مربی ناآگاهانه رفتارهای غلطی را در رابطه با بچه ها در پیش نگیرد.
این مشاور تصریح کرد: از نظر نیازهای بچه ها در این سنین هیچ تفاوت خاصی با یکدیگر ندارند، چرا که عموما مراحل رشد در این سنین تفاوتی در دختران با پسران ندارد، فقط بازی‌هایی که دختران انجام می دهند، معمولا دو نفره است، اما گروه هایی که پسران برای بازی تشکیل می دهند بزرگتر است، ولی در مورد نیازهای اساسی رشدی هیچ تفاوتی با یکدیگر ندارند، بنابراین معیارهای یک مهد کودک مناسب برای دختران و پسران تفاوتی با یکدیگر ندارد.
پویان خاطرنشان کرد: مهم ترین اشتباهی که اکنون در مهد کودک های ما اتفاق می افتد این است که مربیان نسبت به فرآیندهای رشد در بچه ها، اطلاعات لازم را ندارند و در نتیجه با در پیش گرفتن رفتارهای غلط موجب رنجش و حتی فراری شدن بچه ها از مهد می شوند.
وی در این باره افزود: به عنوان مثال در سنین ۵ سالگی بچه ها بیشتر رقابت‌جو می شوند و در نتیجه ممکن است نسبت به هم‌نوعان و دوستان خود رفتارهایی که حاکی از حسادت است را بیشتر در پیش بگیرند و در این شرایط اگر مربی نسبت به این گونه از رفتارها اطلاعات کافی را نداشته باشد، آن را حمل بر مسایلی مانند بی ادبی و بی تربیتی بچه ها كرده و در نتیجه برخوردهای غلطی از سوی مربیان در پیش گرفته می شود.
این روانشناس ادامه داد: برای مثال ممکن است در یک مهد کودک بچه ای شرایط خاصی از نظر شخصیتی و یا ویژگیهای رفتاری داشته باشد و همین موضوع منجر به این شود که مربی به آن بچه توجه خاصی را نشان دهد که همین موضوع منجر به این می شود که اگر رفتارهای مربی غلط و غیر علمی بوده باشد موجب ناراحتی هر چه بیشتر بچه ها شود.
وی گفت: مثلا در هفته گذشته خانواده ای برای مشاوره فرزندشان را نزد من آورده بودند که بچه به دلیل رفتارهای غلط مربی از محیط مهد کودک بیزار شده بود و از رفتن به مهد کودک امتناع می ورزید.
این مشاور تاکید کرد: برخی از مربیان برای این که بتوانند در مهد کودک کار کنند دوره هایی را می گذرانند، اما برخی دیگر از مربیان هیچ دوره ای را نمی‌گذرانند. در این شرایط به نظر می رسد، حتی مربیانی که دوره ها آموزشی را دیده اند این دوره ها ناکافی بوده و نیاز است که مسوولان مهدکودک ها شرایطی را فراهم کنند تا مربیان موظف باشند با اصول شناخت فرآیندهای رشدی بچه ها را بیشتر و بهتر آشنا شوند تا با رفتارهای درست و صحیح شرایطی را فراهم کنند تا بچه ها بهترین استفاده را از مهدکودک داشته باشند.
پویان همچنین افزود: به جرات باید گفت كه نیاز به مهد کودک برای تمامی بچه ها در جامعه امروز الزامی است و هیچ ارتباطی با خانه دار یا شاغل بودن مادر ندارد، چرا که در مهدکودک شرایطی فراهم می شود که بچه ها نیازهایشان به خوبی برآورده شود.

برای این که یک انسان، بهترین مسیر رشد و ترقی را بپیماید، یقینا نیاز است که مراحل رشد را به خوبی طی کند و یکی از این مراحل کودکی و خردسالی است که در دنیای امروز برای بسیاری از بچه ها در مهد کودک ها طی می شود.
/

سخنرانی درحسینیه حضرت ابوالفضل باولگان خمینی شهر -5و6صفر

http://s4.picofile.com/file/8162111234/DSCN1348.JPG

http://s4.picofile.com/file/8162111092/DSCN1350.JPG

مصاحبه با موضوع سن ازدواج دختران  با روزنامه نسل فردا

 

 

متن مصاحبه رامیتوانیددرآرشیو روزنامه نسل فردا به تاریخ 21/11/93 مطالعه فرمایید http://nasle-farda.ir/upload/httpdocs/oldsites/archivedir-4/4773/p03.jpg

سلام
یهوووو یادم افتاد یادی ازتون بکنم!
مخلص آقای پویان ، کجا میشه دیدتون؟ اگه میشه ایمیل بزنید برام
اسم هفتم مال منه

 

پاسخ

سلام دبیرستان الغدیر هستم .ghh.pooyan49@gmail.com

مصاحبه با موضوع تصاویر مستهجن با روزنامه نسل فردا

متن مصاحبه باروزنامه  نسل فردا منتشر شده در تاریخ 93/11/25

تصاویر مستهجن آسیب هست یا نه؟

به طور مسلم تصاویر مستهجن یک آسیب است آن هم آسیبی که هم فردی است و هم بین فردی، هم بر شخص تاثیر می گذارد هم بر خانواده و هم جامعه.

آیا هم دختران و هم پسران را تهدید می کند؟

هم در دختران و هم پسران تهدید وجود دارد اما اگر آن را به عنوان یک انحراف جنسی به حساب بیاوریم مرد بودن یکی از عوامل خطر می باشد و نظرسنجی ها نشان می دهد بیشترین انحرافات جنسی در مردان وجود دارد. در هر حال تصویر مستهجن یعنی تصویری که هیجان برمی انگیزد و این هیجان هم در دختران و هم در پسران وجود دارد. اما پسران بیشتر از این تصاویر استفاده می کنند.

کدام خانواده و کدام اقشار ؟

همه ی خانواده ها در معر خطرند . چه فقیر باشند چه غنی. چه تحصیل کرده باشند و چه بی سواد. وقتی فرزندی با تصاویر مستهجن مانوس شد دیگر فرقی نمی کند که در چه خانواده ای است. تنها تفاوت آن این است که عموما در خانواده هایی که از لحاظ فرهنگی و اقتصادی یا مذهبی در سطح بالایی قرار دارند ممکن است اثرات کمتری داشته باشد و در خانواده های فقیر یا به شدت مذهبی انحرافات دیگری نظیر خود ارضایی، هم جنس گرایی و غیره را به دنبال آورد.

چه عواقبی دارد؟

از نظر آثار فردی می توان گفت که باعث تحریک اعصاب و اختلال حواس می شود. تحریک باعث تخدیر می شود و این تخدیر شخص را مبهوت می کند. لذت فوق العاده به هنگام تخدیر شخص را سرخوش می کند اما پس از مدتی اضطراب جای آن را می گیرد. انحراف جنسی و اضطراب با هم رابطه مستقیم دارد یعنی انحراف باعث اضطراب می شود و اضطراب تولید شده شخص را به سوی انحراف بیشتر می کشاند و این چرخه تکرار می شود تا حدی که دیدن تصاویر به یک اعتیاد تبدیل می شود و زمانیکه نسبت به آن تحمل پیدا کرد دست به رفتارهای دیگری می زند تا بتواند با اضطراب خود مقابله کند لذا ممکن است برای رسیدن به آرامش از مواد مخدر مخدر و افیونی استفاده کند. هم چنین اختلال حواس، آسیب جدی این انحراف است. اشخاصی که به دیدن تصاویر مستهجن معتاد می شوند زمان و انرژی زیادی را صرف آن می کنند لذا هنگامی که باید نسبت به محرکات محیطی هوشیار باشند غفلت کرده و مشکلاتی برایشان پدید می آید.

انحراف جنسی و از جمله تصاویر مستهجن با عزت نفس نیز در رابطه است. انحراف بازتابی برای جبران عزت نفس کم است. و برعکس انحراف عرت نفس را دچار مشکل می کند چرا که به هرحال انحراف در هر جامعه ای ناپسند و مذموم است و منحرف می داند که از هنجارهای جامعه فاصله دارد لذا در خود احساس شرم دارد و این احساس شرم به عزت نفس او لطمه وارد می کند. انحراف با خودپنداره شخص هم رابطه دراد زیرا شخص منحرف از خود یک تصویر ضعیف و شکننده می سازد و این باعث می شود خود پنداره ضعیفی را برای خود تصور کند. از نظر جسمانی نیز تصاویر مستهجن باعث افزایش خیال پردازی های جنسی می شود و این خیال پردازی ها بر روی کارکردهای عصبی تاثیر منفی به جای می گذارد. کاملا مشخص است وقتی تاثیرات منفی بر روی سیستم عصبی و جسمانی شخص صورت گرفت کارکردهای شغلی،تحصیلی، خانوادگی، روابط بین فردی و غیره هم تحت الشعاع قرار می گیرد و مختل می شود.

وقتی خانواده ای مورد را مشاهده کرد چه کند؟

اولین و مهمترین نکته این است که خونسردی خود را حفظ کند و به صورت غیر مستقیم فرزند خود را در جریان کار خود قرار دهند و چنانکه نمی توانند به مشاور مجرب مراجعه نمایند. اما مهمتر از همه این است که رفتار عاشقانه خود با فرزندشان را ادامه دهند یعنی که گویی هیچ اتفاق خاصی نیافتاده است. اگر خانواده با فرزندش چالش کند و یا واکنش های غیرمنطقی نشان دهد نتیجه آن چیزی جز لجبازی و احیانا پنهان کاری نخواهد بود. من روی این نکته تاکید می کنم که اولین و آخرین راه، رفتار عاشقانه است یعنی فرزندش را طوری ببیند که دوست دارد آنگونه باشد.

مسئولین در مدارس یا ورزنامه ها چکار می توانند انجام دهند؟

بیان این گونه مسائل در مدارس باید به شکل غیرمستقیم باشد. عنوان کردن آن تیغ دو لبه است. در مواردی ممکن است کنجکاوی ایجاد شود. متاسفانه اخیرا مواردی مشاهده می شود که افرادی غیر متخصص با عنوان پیشگیری از آسیب های اجتماعی وارد مدارس شده و ناشیانه انحرافات را برای دانش آموزان تشریح و به زغم خود تجزیه و تحلیل و آسیب شناسی می کنند و در این راه از بیان داستان های واقعی و غیر واقعی دریغ نمی کنند این خود زمینه آسیب جدی تری است چرا که دانش آموزان که عموما در دوره نوجوانی و دوره تفکر انتزاعی هستند به سوی تجربه کردن ترغیب می شوند و نه تنها دردی درمان نشده است که زخمی دیگر بر روح و روان نوجوانان وارد شده است.

راههای پیشگیری؟

 20 سال پیش کتابی از الوین تافلر نویسنده ای آمریکایی خواندم با عنوان موج سوم، در این کتاب به صراحت این مساله بیان شده است که موج سوم موج اطلاعات است و اکنون می بینیم که این موج در تمامی جوامع ایجاد شده است. خیلی راحت تر از آن چه تصور شود این تصاویر می تواند در دسترس افراد قرار گیرد. دیگر فیلتر کردن شبکه های اینترنتی، بستن ماهواره ها و غیره جوابگو نیست. کافی است یکی از همسالان فرزند شما این تصاویر را در اختیار داشته باشد و فرزند شما در حلقه آنان باشد. دیگر راه کارهای محدود کننده نه تنها نتیجه بخش نیست که گاهی باعث ایجاد کنجکاوی نیز می شود به خصوص در قشر نوجوان که تلاش می کند هر سدی را از مقابل خود بردارد اما چه باید کرد؟ من چند راهکار پیشنهاد می دهم که مربوط به یکدیگرند. اول تقویت پرهیزگاری در فرزندانمان. هیچ نیرویی به اندازه پرهیزگاری و داشتن نفس سالم نمی تواند در مقابل انحرافات دوام بیاورد. به قول امیرالمومنان(ع)  نفس الکریمه لاتوثر فیه النکبات؛ تنها نفس کریمه و پرهیزگار است که در برابر زشتی ها و پلیدیها مقاومت می کند. اما نفس کریمه یا این پرهیزگاری چگونه بدست می آید؟ اگر فرزندانی پرورش دهیم که از عزت نفس بالایی برخوردار باشند می توانند در برابر هیجانات کاذب مقاومت کنند. نقطه عطف داستان در چگونگی پرورش فرزند است . فرزندانی که از حساسیت های لازم مادرانه(مراقب) برخوردار باشند و آگاهی های لازم را در زمان مناسب دریافت دارند به خوبی می توانند از تفکر منطقی استفاده کرده و از درگیر شدن با این هیجانات خودداری کنند. نقش آموزش جنسی در زمان مناسب را نیز نمی توان از نظر دور داشت. اگر آموزش مسائل جنسی به شیوه صحیح توسط والدین انجام گیرد و حساسیت نسبت به موضوعات جنسی به طور طبیعی و منطقی از بین برود قدرت جاذبه را از آن می گیرد. توجه دادن فرزندان به تکالیف ویژه خود بدون وارد کردن اضطراب نیز عامل مهمی در پیشگیری است و از همه مهمتر اصلاح سبک زندگی است. سبک زندگی ناکارآمد یکی از مهمترین  ریشه های اختلالات روانی است. اگر به نقش هیجان خواهی توجه داشته باشیم می توانیم با ایجاد راه های صحیح بروز هیجان از انحرافات جلوگیری کنیم. مختصر اینکه گرایش به تصاویر مستهجن یک زمینه و علت روان شناختی دارد و باید با نگاهی علمی و دقیق بررسی شود تا اثرات سوء آن جلوگیری شود.

آیا عواقب آن مخصوص جامعه ی ماست یا تمام جوامع؟

هر پدیده یا عملی اگر از حد خود خارج شود مضر است چه در جامعه ای ایرانی باشد و چه جامعه ی دیگر.